X
تبلیغات
رایتل

کنکاش در تاریخ

بیان نظرات جدید درباره تاریخ آذربایجان ، ایران و جهان

محل شنب غازان تبریز! ( 2)

نقشه مطراقچی


مدتی پیش یادداشتی درباره محل واقعی شنب غازان در وبلاگم قرار داده بودم. همراه با کامنت های توهین و فحاشی، شخصی لینکی را  فرستاده بود که در آن عکس زیر موجود بود:





گرچه در این تصویر به هیچ شکل نمی توان مثلا بازار تبریز را پیدا کرد اما آن جاده روم و عراق عجم بسیار جالب توجه است و گرچه هر دوی این آدرس ها در یک سمت تبریز هستند ولی برای دست یابی به آن ها دو جاده مختلف را ساخته اند. کاخ هشت بهشت و شنب غازان آن هیچ آثاری قابل مشاهده ندارند. مسجد جامع آن هیچ تطابقی با مسجد جامع نیمه کاره و هنوز در حال ساخت آن ندارد.

اگر فرض را بر این بگیریم که تبریز در زمان مغولان تا این وسعت بوده  و تا زمان صفویه به همین شکل مانگار است تا مطراقچی طرحی از آن رسامی کند. باید بر روی تصویر هوایی گوگل ارث این مسئله را بررسی کرد:





چنانچه در نقشه مطراقچی مشاهده می کنید دور تا دور تبریز حصاری وجود داشته است که لبه پایین سمت چپ آن جهت شمال می باشد و ظاهرا در مجاورت اتصال رودخانه آجی چای به میدان چایی است که  نشانی از آن موجود نمی باشد و گویا رودخانه ای از سمت دیگری به میدان چایی می پیوندد!!! اگر فاصله تقریب مسجد کبود تا شام قازان را مشاهده کنید حدود 5 کیلومتر می باشد و از آن جهت که در نقشه مطراقچی فاصله بین مسجد کبود تا شام قازان عرض نقشه می باشد بنابر این طول ان باید بیشتر از 5 کیلومتر بوده باشد!!! آیا تا 100 سال پیش تبریز شهری در حوالی بازار کنونی نبوده است؟
پس بار دیگر بر اساس گفته های همین حضرات می توان جعلی و ساختگی بودن نقشه مطراقچی را اثبات کرد و توجه داد که به هیچ شکلی این نقشه با جغرافیای اماکن تبریز مطابقت ندارند.



این دو تصویر خیالی را مربوط به شام قازان دانسته اند و در اغلب کتاب ها و وبسایت های اینترنتی تبلیغ می نمایند. دقیقا نمی دانم مثلا طراحی دوم را بر اساس کدامین باقیمانده ابنیه بازسازی کرده اند ولی به هر حال اگر از کل این مجموعه موهومی که هدفی جز اثبات حضور ایلخانان در تبریز را ندارد، خشتی برای نمایش پیدا می شد، می توانستیم قبول کنیم این ابنیه زمانی برپا بوده است زیرا در اسناد تصویری شهرهای ایران در دوره قاجار هم، آثاری از این شهر قابل یافت نیست.
تاریخ ارسال: سه‌شنبه 31 مرداد 1396 ساعت 15:58 | چاپ مطلب 0 نظر

پوریم هایی دیگر!(1)

ما همیشه آتش به اختیار بوده ایم  تا آسیبی به سرزمینمان نرسد.



پوریم زیست محیطی


ایران کشوری است که از نظر جغرافیایی اقلیم گرم و خشک محسوب می شود. پروژه نابودی منابع طبیعی و  در مقابل بی اهمیتی حاکمیت برای احیای وضعیت بحرانی کنونی و برون رفت از  فاجعه بی آبی آینده کشور را تهدید می کند. پایین آمدن سطح منابع زیر زمینی آب و نشست بسیار فاجعه بار زمین در اثر خالی شدن سفره های زیر زمینی، نابودی جنگل ها و مراتع مستعد و محدود داخلی، انقراض نسل گونه های مختلف حیوانی و گیاهی،  آینده سیاهی را برای ایران به ارمغان خواهد آورد. موضوعی که اعتراض نسبت به آن جزو مصادیق امنیتی قلمداد شده و با بازداشت و  فشارهای مختلفی از طرف حاکمیت به سکوت دعودت  می شود. گمان نمی رود هیچ انسان هوشمند و آزاده ای  از فاجعه خشک شدن دریاچه اورمیه و هامون و بختگان بی خبر باشد، و یا طرح تبدیل کارون به شورابه نابود کننده مهمترین اقلیم کشاورزی ایران، در جنوب کشور را نداند. اما در نهایت چه باید کرد؟ نابودی منابع آبی در کشور به معنای شروع دورانی است که نتیجه ای جز آوارگی برای مردم ایران نخواهد داشت.



در طول این مدت  حاکمیت نتوانسته  منابع مهم اقتصادی و صنعتی ایجاد کند. کشاورزی مثلا برای حاشیه نشین های ایران ابزاری برای کسب درآمد بوده ولی در اصل به وقت گذرانی و کمک به نابودی هر چه سریعتر منابع آبی و خاکی بدل  گشته است. برای  آن ها منبع درآمد دیگری تعریف شده نیست زیرا خارج از مراکز مشخص و محدود در مرکز استان ها و به دلیل عدم توسعه یافتگی کلی در کشور، راه دیگری برای کسب درآمد موجود نیست.

ما در کشوری زندگی می کنیم که در مقابل آب معدنی 1.5 لیتری با قیمت 1500 تومان، طالبی کیلویی 1350 تومان است! و این آشکارا جنایتی بزرگتر برای نابودی منابع آبی است که گمان ندارم نمونه دیگری در جهان داشته باشد. مسئله این است که اگر از باغدار یا کشاورز،  قیمت واقعی آن محصول را هنگام فروش به دلال بر سر زمین  جویا شوید اوضاع بسی تکان دهنده تر هم خواهد شد زیرا آن کشاورز تنها خود را خسته کرده  و در نهایت چیز خاصی به دست نیاورده است. این بعضا خوشبختانه ترین شرایط می باشد زیرا اگر آن دلال بعضا آن محصول را خریداری نکند آن کشور شاید دوباره نتواند بر سر زمین خود برود زیرا تلاش بیش از یک ساله خود را از دست داده است!

حال سوال اینجاست؟

آیا مسئولین بی مسئولیت کشور از این مسائل بی خبر هستند؟ آیا نمی بینند که چه بر سر این سرزمین و آینده مردمان آن می آید؟ آیا این خود به تنهایی یک پوریم بزرگ نیست که بررسی ابعاد آن نیز بسیار سخت می باشد؟ پوریمی که اگر به سرانجام برسد، هزاران بار وحشت ناکتر و غیر قابل بازگشت تر  از پوریم اصلی خواهد بود؟ آیا باز هم یهودیان داخلی و آنوسی ها را در اجرای این پوریم گسترده سهیم ندانیم؟



پوریم منطقه ای




منطقه خاورمیانه آبستن اتفاقات بسیار تلخی است. برخی از آن نقشه های شوم اجرا شده و برخی دیگر در حال اجر هستند. کشور های اسلامی در اثر خشم و غضب یهود و نصارا یکی پس از دیگری در حال نابود شدن می باشند. آن ها قصد نابودی همه کشورهای اسلامی را دارند و اکنون برخی از آن ها را مامور نابودی برخی دیگر کرده اند زیرا هزینه های جنگ افغانستان و عراق به آن ها این مسئله را  اثبات نمود، به همین راحتی نمی توانند  کشور های اسلامی را به سبب مقاومت منطقه ای  نابود کنند و برنامه های خود را اجرا نمایند. اکثر رهبران کشورهای اسلامی دانسته و یا ندانسته همصدا با دشمنان اسلام و مسلمین اکنون مجری نقشه خاورمیانه بزرگ شده اند. آن ها در هر یک از این سرزمین های منطقه پروژه ای مهم را با قدرت در حال پیگیری و اجرا هستند.هر کشوری سهمی را در این نابودی و اغتشاش، بر عهده گرفته و بی تفاوت به آینده گام بر می دارد.



اردوغان جزو آن دسته از رهبران کشورهای اسلامی منطقه می باشد که بی پرده خود را مجری طرح خاورمیانه بزرگ می داند. او در سخنرانی های مختلف و ضد و نقیض خود بار ها دولت ترکیه و خود را رهبر منطقه ای نقشه خاورمیانه بزرگ معرفی کرده است،  خاورمیانه ای که به گفته مرحوم نجم الدین اربکان، چنین آینده ای از طرف یهود در انتظار آن است:



مرحوم نجم الدین اربکان هدف اصلی از طرح خاورمیانه بزرگ را نابودی تورکیه معرفی می کند ولی واقعیت این است که هدف اصلی کنیسه و کلیسا،  اسلام و مسلمین می باشد. آن ها می بینند که اسلام در حال گسترش است و یارای مقابله به توان فرهنگی و ذات پاک آن نیستند، بنابر این برای نابودی عقبه این حرکت اسلامی، چاره نهایی را در نابودی و تضعیف کشورهای اسلامی می بینند.

پوریم اجتماعی و درگیری های قومی

«در اسرائیل بیش از ۱۵۰٬۰۰۰ هزارنفر کُرد زندگی می‌کنند. سابقه روابط کُردها با یهودیان به بیش از دو هزار سال برمی گردد، یهودیان کُردها را بعنوان یک هم پیمان استراتژیک و قابل اعتماد در منطقه عنوان کرده‌اند. در سال ۱۹۴۸ میلادی با شکل گیری کشور اسرائیل فعالیت‌های آژانس یهودنیز با کُردها شروع شد بخصوص با کُردهای عراق، روابط و ارتباط جدی کُردها با اسرائیل از آنجایی آغاز شد که در ماه آگوست ۱۹۳۱ رئون شیلوه از طرف دیوید بن گورین نفر دوم گروه صهیونیست‌های دنیا مأمور شد که برای جمع‌آوری اطلاعات در ارتباط با بافت جمعیتی و سیاسی خاورمیانه برای دولت یهود به عراق رود... در بحران عراق و حمله داعش به این کشور در سال ۲۰۱۴، مقامات اسرائیلی خصوصاً بنیامین نتانیاهو نخست وزیر اسرائیل رسماً از استقلال کُردها و تشکیل کشور کُردستان حمایت کرد... رهبران اسرائیل که بخشی از آن‌ها کُرد می‌باشند، براساس یک سری فاکتورهای موجود و مستند، همچون همزیستی مسالمت آمیز یهودیان و کُردها با سابقه‌ای بیش از دو هزار سال در کنار هم که وابستگی و پیوند عمیق و دیرینه‌ای که به لحاظ نژادی و فرهنگی را بین آن ها بوجود آورده باعث گذشته تا رهبران سیاسی کشور اسرائیل، کُردها را بعنوان یک هم پیمان استراتژیکی قابل اعتماد در منطقه به حساب آورده و بخش قابل توجهی از استراتژی سیاست خارجی خود را به آن اختصاص دهند.» ویکی پدیا

اکنون می دانیم که به سبب پوریم، منطقه شرق میانه و محدوه جغرافیایی ایران و عراق، به درازای 2200 سال خالی از سکنه بوده است. ساکنین کنونی منطقه همگی مهاجران مناطق مختلف بوده اند و هیچ کدام بیش از دو سده در منطقه حضور نداشته اند، بنابر این ادعای همزیستی یهود و کرد ها به درازای 2000 سال، تحریف تاریخ به شمار می رود. اما یهودیان کرد در منطقه وجود داشته اند و در مناطق گسترده ای از ایران و عراق و تورکیه و سوریه زندگی کرده اند و برخی از آن ها در هنگام  غصب سرزمین مسلمین در فلسطین، به  آن منطقه مهاجرت کرده اند ولی برخی دیگر با تغییر چهره هنوز هم در شکل آنوسی زندگی می کنند.

«موقعی که جنگ ژوئن 1967 در گرفت و ایسرائل ها وارد یروشالیم شدند، بعد از آن تاریخ من به ایسرائل رفتم. در هتل «موریا» بودیم که خیلی نزدیک به «کتل معراوی»است. ما از آنجا هر روز پیاده به پای دیوار ندبه می رفتیم. کوچه هایی بود که قبل از جنگ تمام آن ها و خانه هایش در تسلط اعراب بود. حتی دیواری بود که اعراب از بالای آن دیوار با ایسرائل ها که در پایین بودند جنگ می کردند. ایسرائل ها وسط آن کوچه ها آن قدر کشته دادند تا آن دیوار را فتح کردند. کسانی که دیوار را فتح کردند، اکثرا ایسرائل های کردستان بودند. بعد از جنگ و به عنوان قدردانی از جانفشانی یهودیان کردستان، تمام این خانه ها را دولت ایسرائل  به یهودیان کرد ایرانی داد. آن ها هم تعدادی از خانه ها را کنیسا کردند، بعضی خانه ها را هم مریضخانه، بعضی ها را هم مسکونی کردند و در آن ها ساکن شدند...»(خاطرات خاخام یدیدی شوفط، صفحه 325)



بخش های مخروبه ای از بازار یهودیان سقز
دو سال پیش سفری به برخی از نقاط کردستان داشتم. در راه از شهر سقز گذشتیم و به دیدار بازار آن شهر رفتم. در بخشی از انتهای کنونی بازار آن شهر خرابه هایی بود که نظر مرا جلب کرد. در مورد آن از مردی (با قامتی نسبتا کوتاه) سوال کردم و ایشان گفتند:

«این بخش از بازار مربوط به یهودیان سقز می باشد. آن ها به اسرائیل رفتند و این ابنیه و بازار آن ها متروک ماند و به این شکل در آمد. آن ها اسناد زمین های خود را دارند و شاید روزی دوباره صاحب آن ها شوند!»

سخنان آن مرد بسیار جالب بود. او دانسته و یا ندانسته از یک برنامه طراحی شده توسط یهود سخن می گفت.


وبسایت خبری مشرق



«شیخ رشید لولان ،رهبر برادوست ها و عده ای دیگر،شیخ احمد بارزانی را به دلیل تغییر دین از اسلام به یهودیت ،بدعت گذار نامیدند.» ویکی پدیا

می دانیم یهودیت آیین درون قومی است و گرویدن به آن مانند اسلام و یا مسیحیت نمی باشد. بنابر این اگر فرض را بر این بگیریم که موضوع به یهودیت گرویدن شیخ احمد بارزانی صحیح بوده، باید قبول کنیم، آنها اصلاتا یهودی بوده اند و تنها و تنها تظاهر به اسلام می کردند. چنانچه روابط پشت پرده و آشکار آنها با اسرائیل و آمریکا برای به دست آوردن استقلال و تجزیه عراق این مسئله را به روشنی نشان می دهد. کردهای تحت امر بارزانی با تحت فشار قرار دادن ترکمن ها در عراق و غارت اموال و غصب خانه ها و املاک آن ها، سعی دارند نفت شمال عراق را تصاحب نمایند و از این طریق انرژی اسرائیل را تامین کنند.


خاخام یدیدی شوفط در لابلای سخنانش از یهودیان آنوسی سخن می گوید که همراه با یهودیان کاشان برای اعلامیه بالفور جشن می گیرند. او با تعجب به این مسئله می نگرد که چرا مسلمانان نیز با یهودیان در آن جشن شرکت کرده اند! او از حضور علمای مسلمان در آن جشن سخن می گوید، ولی خردمندانه نامی از آنها نمی برد. زیرا به راحتی می توانستیم لیست کاملی از آنوسی های به ظاهر مسلمان و در اصل یهودی آن منطقه به دست بیاوریم.

«دعوت نامه بسیار مفصلی بود. البته متن آن را به خاطر ندارم. آن وقت ها خیلی جوان بودم. آن دعوت نامه را میرزا داوود جاوید برای تمام تجار، علمای اسلام، بازاری ها و آخودندها و اداره های کاشان فرستاد. با حضور اشخاص محترم مسلمان جشنی گرفتیم بی نظیر، واقعا بی نظیر. اما مثل اینکه مردم عامی  این «اعلامیه بالفور» را نمی دانستند چیست... اصلا برگذاری این جشن یک معجزه الهی بود. چرا؟ برای اینکه عامه مردم نمی دانستند اعلامیه بالفور یعنی تعیین وطن برای ایسرائل ها. نمی دانستند قبول کردن حق وطن برای یهودیان بعد از تقریبا 2500 سال دربه دری و سرگردانی در تمام جهان یعنی چه؟» (خاطرات حاخام یدیدیا شوفط، صفحه 74)


این ها گوشه هایی از سخنان رهبر یهودیان ایران درباره تشکیل سرزمین اسرائیل است. حال بیندیشید آن اشخاصی که در این سرزمین حساب یهودیان ایران را از اسرائیل جدا می دانسته اند با چه اهدافی این مطالب را بر زبان رانده اند.


ادامه دارد ...

تاریخ ارسال: یکشنبه 4 تیر 1396 ساعت 01:57 | چاپ مطلب 7 نظر

مروری بر داستان حیات(1)

در یادداشت داستان حیات  خواندیم و با خبر شدیم:

«اگر ظرفی از شیر چرب و داغ را به حال خود بگذارید، تدریجاً سطح شیر به طور یکنواخت سرد می‏ شود و چربی آن به صورت پوست ه‏ای متخلخل چروک برمی‏دارد، اما چنان که ظاهر ظرف زمین نمایش می‏ دهد، و چنان که ادعا دارند، این گوی آتشین در گذر زمانی دراز فقط در سهم یک سوم، سرد شده و پوسته بسته است. امر ناممکن و خلاف طبیعتی که زمین ‏شناسی روزگار ما را به مسخره می‏گیرد. اینک دیگر می‏ دانیم سهم بزرگی از پوسته سرد زمین را ستاره دنباله‏ داری با خود برده، گودال عظیم اقیانوس کبیر را به وجود آورده و موجب چرخش زمین و تغییر مدارات آن شده، به گونه ‏ای که محل قطب قدیم زمین را به حوالی استوای موجود منتقل کرده است. حالا با نمایش عوارض بی‏ توضیح مانده زمین، نظیر نوار شنزار و انهدام گروهی دایناسورها، به علت جدایی از محیط تغذیه خود، دلایل موجهی نیز در اثبات این مدخل نوین تدارک شده است.»(جلد سوم برآمدن مردم، صفحه205)


عده ای بعد از انتشار این مطالب  رفتارهای قبلی خود  را به تصویر کشیدند و به این نظریات جدید دهن کجی نمودند و سعی کردن با تعاریف علمی از قدرت استدلال و منطق آن بکاهند. در این یادداشت کوتاه گوشه کوچکی از اسناد تایید کننده یادداشت های داستان حیات را ارائه می دهم که در نوع خود فصل نوینی در بررسی نظریه کنونی است.


چنانچه آگاه شدیم بخش قابل توجهی از پوسته زمین توسط دنباله داری به یغما برده شد و در اثر نبود این بخش بزرگ از پوسته زمین چاله عظیم و گسترده ای ایجاد گردید که در اثر آب شدن یخ های قطب قدیم، اقیانوس کبیر خودنمایی کرد. اگر با دقت به این بخش از کره زمین نگاه کنیم  نکات جالبی را شاهد می شویم.






در این مساحت بسیار بزرگ با طول و عرض 10000*14000 کیلومتر مربع (بر اساس خط کش گوگل ارث) به جز نواحی حاشیه ای جنوب غربی این اقیانوس که به صورت جزایری با  دهانه آتشفشانی قابل رویت هستند، هیچ عوارض طبیعی بیرون آمده از آب دیده نمی شود.




شمارش تعداد این جزایر کار آسانی نیست و وسعت قرار گیری آن ها بسیار جالب توجه است. در گوشه بالایی سمت راست آخرین تصویر و در مرکز اولین تصویر سلسله جزایری را شاهدیم که هاوایی نام دارد. از نزدیک به بزرگترین بخش این جزایر نگاهی می اندازیم:

 
چنانچه مشاهده می کنید این جزیره نیز یک دهانه آتش فشانی است اما در مقایسه با جزایر جنوب غربی اقیانوس آرام بسیار بزرگتر بوده و جمعیت فراوانی را در خود جای داده است. در گوشه پایین سمت راست این جزیه شاهد رشد و ایجاد جزیره دیگری هستیم. که با 6 قله کوچک و بزرگ در حال عملیات کوه زایی در زیر آب هستند. حال نگاه دیگری به این جزایر بیندازیم:



طول این سلسله جزایر از جزیه بزرگ تا نقطه مرگ که هنوز به آن کامل نرسیده، حدود 5935 کیلومتر می باشد! یعنی دقیقا همان فاصله ای که بین نقطه قرینه قاره آمریکا و نقطه قرینه آن در آفریقا وجود دارد!


با این حساب از زمان شروع جدا شدن قاره ها، جزایر هاوایی شروع به ایجاد شدن کرده اند و از آن روی که پلیت های زمین پیوسته درحال حرکت هستند در نتیجه  نقطه فوران در هاوایی ثابت بوده و حرکت پلیت اقیانوس آرام منجر به قطار شدن جزایر هاوایی گشته است و این مسئله حتی با جهت حرکت پلیت اقیانوس آرام در آن نقطه نیز مطابقت دارد. حال نگاهی به  انیمیشن جدا شدن قاره ها از یکدیگر بیندازیم:


آیا به نکته کلیدی در این توضیحات پی بردید؟
در اثر نیروی عظیمی که از حذف آن خشکی گسترده ایجاد گشت، پوسته زمین از هم جدا گردید و گسل های اصلی بر روی پوسته پدیدارشد و قاره آمریکا و استرالیا و قطب جنوب به سمت آن خلئی حرکت کردند که فقدان آن خشکی بزرگ حاصل کرده  و حرکت و جهت لازم را ایجاد نموده بود.

- حال بر مبنای  توضیحی که داده شد و بر اساس عمر جزایر هاوایی، حتی می توان به زمان تقریبا دقیق آن حادثه بزرگ پی برد زیرا می توان به صورت تقریبی میانگین مدت زمان ایجاد هر یک از جزایر هاوایی و حرکت و فاصله گرفتن  آن ها از همدیگر را محاسبه نمود.

- نکته مهم دیگر توضیح درباره بلعیده شده آن بخش بزرگ از پوسته زمین است که به دلیل کاهش ضخامت زمین در زیر اقیانوس آرام در طی این همه سال منجر به ایجاد قله های آتش فشانی و در نهایت جزایر بزرگ و کوچک گردیده است، مسئله ای که در بخش های مختلف سالم مانده  پوسته زمین در قاره های موجود،  چنین تراکمی را از خود نشان نمی دهد.

مسئله بعدی توضیح درباره اصل وقوع و چگونگی امکان آن حادثه بسیار بزرگ می باشد. عده ای عنوان کردند که مدل توپ و کامیون نمی تواند توضیح دهنده آن حادثه بزرگ باشد. برای بررسی صحت ادعا های داستان حیات به این ویدئوی کوتاه توجه کنید:


جزر و مد در آب ها  به روشنی یکی از آن اتفاقاتی است که در سواحل آب های آزاد در هر 24 ساعت شبانه روز رخ می دهد. ولی این جزر و مد تنها محدود به دریاها و اقیانوس ها و آب ها نیست و خشکی ها را نیز شامل می شود. ولی به روشنی قابل احساس نیست. منبع اصلی این نیروی عظیم کره ماه است که با میانگین فاصله 384400 کیلومتر در مداری به دور زمین می گردد. حال اگر جرمی با مقدار معلوم از فاصله ای نزدیک با زمین حرکت کند و شدت آن جزر و مد افزایش یابد، آیا نمی توان تصور نمود که پلیت عظیمی از زمین کنده شود؟

بنابراین نظریه داستان حیات با قدرت تمام می تواند از ادعاهای خود دفاع کند و محققین را درباره ابعاد مختفل آن به تحقیق و کنکاش های علمی دعوت نماید.
تاریخ ارسال: دوشنبه 8 خرداد 1396 ساعت 23:05 | چاپ مطلب 4 نظر
( تعداد کل: 104 )
   1      2     3     4     5      ...      35   >>
صفحات