کنکاش در تاریخ

کنکاش در تاریخ

بیان نظرات جدید درباره تاریخ آذربایجان ، ایران و جهان
کنکاش در تاریخ

کنکاش در تاریخ

بیان نظرات جدید درباره تاریخ آذربایجان ، ایران و جهان

یک خاطره(بخش چهارم)

بعد از ظهر در بازداشتگاه اتفاقات بسیار جالبی افتاد. حضرات لیستی تهیه کردند تا در صورت آزادی از طریق فضای مجازی به چند شبکه خارجی ارسال کنند تا ایشان در برنامه های خود در خصوص این اعتراضات نام حضرات را نیز اعلام کنند. همین کار را هم کردند. به ایشان هشدار دادم که نباید نام بنده را در آن لیست قرار دهند زیرا به صورت شخصی و بدون پیشنهاد از طرف شخص خاصی در این اعتراضات شرکت کرده ام. همان چیزی که در متن گزارش بازجویی به آن اشاره کرده  و زیر برگه مربوطه را امضا نموده بودم. 
اوضاع غریبی بود.سرگیجه و سر درد شدیدی داشتم. قابل بازگو کردن نبود. من در آن روز دقیقا در میانه آن جمعیت بودم.با تفکرات، احساسات و آرزوهای کودکانه و بهتر است بنویسم احمقانه ایشان روبرو می شدم. آنهایی که در آن جمعیت بودند بخش بسیار کوچکی از جمعیت به ظاهر فعال مدنی آذربایجان بودند. در هیچ حوزه ای از مسائل اهل مطالعه و تحقیق نبودند. حداقل آن دو نفری که با هم بودیم  و دستگیر شدیم.  
چند روز دیگر نیز از طرف نیروهای امنیتی فرا خوانده شدیم. اما مسئله در خصوص بنده تمام شده بود. من بزرگترین تجربه زندگی خود را به دست آورده بودم. فاصله گرفتن از جمعیتی که اکنون دیگر می دانستم که به کدامین سمت در حال هدایت شدن هستند. 
من از احقاق حقوق پایمال شده یک ملت فاصله نگرفتم. از جریانی که  با تفکر مسموم جامعه  را با این امید و آرزو به سمت پرتگاه بی هویتی می کشاند فاصله گرفتم.بنیان اندیشی نیرو فکری من در این راه بود.(ادامه دارد...)
نظرات 0 + ارسال نظر
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد